بدون عنوان هشتاد و نه
ما هر سال فاطمیه خانهٔمان روضه میگرفتیم مثل آخر صفر، عاشورا و خیلی مناسبهای دیگر
امسال به خاطر شرایط پدرم نگرفتیم
امروز رفته بودم روضه جایی ... سخنران آقای ب بود. آقای ب موقعی که آخوند جوانی بود و آهی در بساط نداشت را پدرم دعوت کرده بود خانهٔ ما برای سخنرانی.
خوب یادم هست که من هنوز دبیرستانی بودم و یک شب از آن شبها کسی ... هیچ کسی نیامد روضه؛ من بودم پدرم و مادرم سهتایی پای سخنرانی آقای ب؛ شب فردایش آقای ب؛ خانم و دختران کوچکش را آورد که روضهٔ ما چندنفری بیشتر شود. همیشه این شکلی نبود، خیلی وقتها روضهٔمان شلوغ میشد ... همسایهها هم میآمدند اینقدری که سالن کوچکمان پر میشد و همینطور اتاقها و راهروها
توی همهٔ این سالها آقای ب، بعضا آمده بود یکی از سخنرانهای روضهٔ خانهٔ ما بود
پارسال؛ سال گذشتهاش و امسال (برای آخر صفر) پدرم ظاهرا زنگ زده بودند و گفته بود که نمیتوانم بیایم
حالا خانهٔ اینجایی که ما روضه رفته بودیم آقای ب بود. آقای بای که دیگر محاسنش تقریبا سفید شده (بیستسالی میشود)
داشت از چه میگفت؟ از استقامت مردم! میگفت مردم باید استقامت داشته باشند و سهتا آیه از قرآن پیدا کرده بود که به این موضوع اشاره میکرد
علاوه بر این داشت میگفت برای چه مردم بی حجابند؟ برای چه تذکر نمیدهید؟ اصلا دلیل بیبارانی ما همین گناه مردم هست و عدم استقامتشان
بعد یکهو وسط حرفهایش گوشم زنگ خورد که شنیدم « ... وقتی مردم سه نوع غذا در منزل دارند ... » تول دلم گفتم آیا آقای ب دارد با همین مردمی که من دارم زندگی می کنم زندگی میکند؟؟! همین مردمی که هشتشان گرو نه هست و بعضا به سختی گوشت میخرند؟!
حالم از حرفهایش بهم میخورد ... اصلا قطرهٔ اشکی حتی با روضهاش بر گونهام جاری نشد.
خانهٔ آنجایی که ما رفتیم منزل یکی از بستگان بود که بالای شهر هست؛ روضه که تمام شد و بیرون آمدیم گفتم «چه قدر آقای ب عوض شده مامان.». مادرم میگفت همین چند وقت پیش منزل فلان تاجر معروف که حسابی پولدار هستند شیراز آقای ب را دعوت کرده بودند. توی دلم گفتم پس آقای ب هم رفت جزو آخوندهایی که منافع قشر مرفه انگار منافع خودش هست. احساس مشمئز کنندهای داشتم. گفتم چه خوب شد که پس وقت نداشت این دو سه سال اخیر بیاید خانهٔ ما!
چه قدر راحت عوض میشویم ... چه قدر راحت میتوانیم بیدرد مردم بشویم و حواسمان نباشد و خیال کنیم که خیلی در بارگاه الهی خوبیم
خدایا به تو از چنین عاقبتهایی پناه میبرم
خودت حفظمان کن
- ۰۴/۰۹/۰۴