اَفَلایَنظُرونَ اِلیَ الاِبِلِ کَیفَ خُلِقَت؟!

آیا تا بحال به شتر توجه کردین ببینین خلقتش چه شکلیه؟ بقیه چیزا چه طور؟

اَفَلایَنظُرونَ اِلیَ الاِبِلِ کَیفَ خُلِقَت؟!

آیا تا بحال به شتر توجه کردین ببینین خلقتش چه شکلیه؟ بقیه چیزا چه طور؟

بدون عنوان نوزده

پنجشنبه, ۲۹ تیر ۱۴۰۲، ۰۳:۴۸ ب.ظ

به برادر بزرگم گفتم نیت‌‌های استخاره‌‌ها را و ماجرا را
گفت برداشتت درست نبوده از استخاره‌ها و حتی به نظرش برعکس بوده و استخارهٔ اول چندان خوب نبوده و استخارهٔ دوم خوب
گفت کاری که می‌خواستی بکنی عقلی بوده نه احساسی

گفت تا آنجایی که مرا می‌شناسد کارهایم عقلی بوده‌اند و نه احساسی 
و بازم نداشت از انجام دادنش

تهش گفت حتی اگر نشود دست‌کم خیالت راحت می‌شود از اینکه برایش تمام تلاشت را کرده‌ای

هیچ وقت در آینده خودت را سرزنش نخواهی کرد که ای کاش این کار می‌کردی 

 

صادق باشم اگر عقلی بوده از عقلم می‌ترسم که چنین کاری را پیشنهاد داده. قبلا از احساسم می‌ترسیدم الان از عقلم هم.

انجامش دادم و هیچ ایده‌ای ندارم که نتیجه‌اش چه خواهد شد

فقط به امام زمان گفتم خودتان نتیجه را تبدیل کنید به هرچه صلاح هست من که نمی‌دانم خیر در چه چیزی است...

می‌دانم اگر انجام کارم نتیجهٔ عملی داشته باشد، احتمالا پس از عطف زندگی، همهٔ فامیل درباره‌اش پچ پچ خواهند کرد. عده‌ای تحسین می‌کنند و عده‌ای سرزنش و حتی شاید کسی از آن علیه من سوء استفاده کند و به من طعنه یا کنایه بزند

به هر حال امروز انجامش دادم و نتیجه‌اش را سپردم به خدا و امام زمان

دغدغه‌ام مقداری کم شد. حال کمی فکرهای آشفته ذهنم را رها کردند اگرچه هنوز می‌آیند و می‌روند ولی دست کم این یک مورد دیگر مرا از انجام‌ کارها نمی‌تواند باز بدارد چون تمام تلاشم را دست کم فکر می‌کنم که کرده‌ام

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی