بدون عنوان بیست و پنج
سه شنبه, ۱۰ مرداد ۱۴۰۲، ۰۷:۲۷ ق.ظ
بیاندازه عصبانی و خشمگین هستم
کاردم بزنی خونم در نمیآید!
از بهشتی بدم میآمد و بیشتر بدم میآید و متنفرم!
یک ربع پیش برای ورود به دانشگاه به منِ دخترِ چادری که روسری قوارهدار بزرگ زیر چادر میپوشم آقای حراست گیر داد گه خانم باید مقنعه بپوشی! پوشش دانشگاه مقنعه است ... گفتم پوشش من هیچ مشکلی ندارد!! گفت: دانشجویی؟ گفتم: بله. گفت: ولی به ما دستور داده شده که همه دانشجویان باید مقنعه بپوشند ...
گفتم بروید به هرکی خواستید گزارش کنید من پوششم هیچ ایرادی ندارد! و سرم را انداختم و رد شدم و رفتم
اگر این خشکمغزی نیست چیست؟!
یک کاری بکنید که من هم از دینتان بیزار بشوم ... دین شما با دینی که خواندهام چه قدر فرق دارد ...
از خودم عکس گرفتم. این پوشش امروز من برای ورود به دانشگاه بود.
رمز در عنوان است.
- ۰۲/۰۵/۱۰