بدون عنوان بیست و نه
«لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُیمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا».
این قسمتی از توقیع امام زمان به شیخ مفید است ظاهرا
مینویسم ظاهرا، چون دلایل زیادی وجود دارد که میگویند این توقیع ساختگی است...
من هم ساختگی بودنش را رد نمیکنم. دلایلی که آورده میشود علمی است و حوابی برای آن وجود ندارد
اما این بخشش... من فکر میکنم حقیقتی وجود داشته که تبدیل شده به این
در واقع برای هر چیز جعلی باید حق و باطل را آمیخت و من گمان میکنم این قسمت از توقیع حق است و راست
حالا چرا این را نوشتم؟ چون در تعامل با یکی از این شیعیان که به نظر میرسد محبت اهلالبیت علیهمالسلام را دارد و همتیمی جدیدمان هست به مشکل برخورد کردهام. لحن مکرر وی ترکیبی از طلبکارب، فضولی و راحتی است. و خیلی باخودم در تلاش هستم که برخورد شایستهای داشته باشم ولی آخرش یک چیزی را یک طوری میگویم که نباید
بعد بنا به دست تقدیر دوباره متن این توقیع به ذهنم خطور میکند و بعدش قسمت «انی سلم لمن سالمکم» زیارت عاشورا
و یک چیزی از درون نهیبم میزند حواست باشد، ظرفیت و مدل آدمها با هم فرق دارد و او هم که سن و سالی ندارد؛ خام است و کم تجربه... سعی کن طوری برخورد کنی که لبخند رضایت بر صورت نازنین مولایت بنشانی
تعامل کردن گاهی خیلی سخت است
- ۰۲/۰۵/۲۴