اَفَلایَنظُرونَ اِلیَ الاِبِلِ کَیفَ خُلِقَت؟!

آیا تا بحال به شتر توجه کردین ببینین خلقتش چه شکلیه؟ بقیه چیزا چه طور؟

اَفَلایَنظُرونَ اِلیَ الاِبِلِ کَیفَ خُلِقَت؟!

آیا تا بحال به شتر توجه کردین ببینین خلقتش چه شکلیه؟ بقیه چیزا چه طور؟

بدون عنوان بیست و دو

سه شنبه, ۳ مرداد ۱۴۰۲، ۱۰:۱۵ ق.ظ

احساس گیجی دارم
بارها خدا را رب خوانده‌ام
ترتیب خدا تربیت عجیبی است
این دو سه ماه اخیر یا شاید نه مثلا یک سال اخیر یا حتی چند سال اخیر
طوری اتفاقات آمده‌اند و رفته‌اند که حس عجیبی نسبت به تربیت کردن خدا دارم

مثلا دو ماه پیش بود فکر کنم که گفتم این که نمی‌شود یا خیلی بعید هست بشود و برای خودم برنامه‌ریزی‌هایی می‌کردم. بعدش طی یک هفته دو مورد عجیب آقایان عین و سین را خدا با ترتیب عجیبی سر راهم گذاشت که نشانم دهد دیدی که چیزی که فکر می‌کردی اصلا وجود خارجی ندارد را من در خزانه‌ام دارم و ایناها ببین سر یک هفته چه کرده‌ام؟! بعد اینکه متحیر و ترسناک بودم و البته امیدوار و شگفت‌زده ... دوباره خودش همانی که فکر می‌کردم و برنامه‌ریزی کرده بودم اصلا برای این دنیای من احتمالا نیست. خودش از در خزانهٔ غیبش یک نمونه‌اش را نشانم داده بود و آورده بودش سر راهم را روزی‌ام نکرد. به برادر بزرگ که گفتم. گفت خب از همهٔ این اتفاقات می‌توانی نتیجه بگیری که خدا می‌خواسته بدانی که همه چیز در خزانهٔ غیبش دارد و بی‌خود فکر برنامه‌ریزی فلان‌طور نکنی که اگر او اراده کند خواهد شد. یک جورهایی حالم گرفته شد و گفتم خب چرا خدا چنین می‌کند؟ می‌آید فقط نشان بدهد به بنده که ببین دارم و چه‌ها می‌توانم بکنم! من که می‌دانستم او قادر هست و همه چیز دارد! اصلا آنچه که می‌خواهم را اگر اراده کند، خلق می‌کند! چه برسد به اینکه توی خزانه‌اش داشته باشد. این که فقط نشانم بدهد و بعد ندهد و بگذارد که من بروم پی‌همان برنامه‌ریزی‌های دنیوی خودم؛ آیا حال گرفتن نیست؟ بردارم گفت نه. گفت کار خدا به انسان نبرده است. تو چه می‌دانی؟ نباید چرا بگویی! بخواهد می‌تواند بهتر از عین‌ها و سین‌ها سر راهت قرار بدهد
و منی که نمی‌دانستم و خسته و ملول بودم دلخور می‌شدم 
این ندانستن حکمت‌های خدا دلخورم می‌کرد 
که خدایا از منِ ضعیف حقیر مسکین نیازمند چه انتظاراتی داری؟
و این دلخوری مرا می‌برد تا سر حد اینکه خب خدایا چرا؟ حتی فکرهای پرت و پلایی که: اصلا خدایا هستی؟ نکند بیگ‌بنگ درست باشد و ما تصادفی خلق شده‌ایم!؟ حتی ریاضیات و احتمالات و فیزیک را در نظر بگیریم دارند می‌گویند در این عظمت کهکشان خب طبیعی است که تصادفی یک موجوداتی چنین مثل ما خلق شوند! تصادفی! بعد یک سوال از فیزیک بنوشیم به یادم می‌آمد که چرا چیزی بوده اصلا که بخواهد چنین اتفاقات تصادفی رخ دهد؟ می‌توانست نباشد! آن چیزی که بوده چرا بوده؟ وجودش از کجا در هستی بوجود آمده؟
تا یک قدمی بی‌خدایی انگار می‌رفتم و بر می‌گشتم ...
بعد یادم می‌آمد یک بار خطاب به منتقم خون خدا نوشته‌بودم حتی اگر همه بگویند که همه چیز تصادفی است؛ حاضرم زندگی‌ام را قمار کنم برای شما و شرط ببندم که نه.
و توی دلم می‌گفتم خودت هدایتم کن! مگر نگفته‌اند که طبیب قلوب هستی؟ ببین قلب من چه مشکلی دارد که دارد برای خودش گله و چرا می‌کند در کار خدا که درستش این است نباید بکند؟ چه مشکلی پیدا کرده که رقتش کم شده؟ این خیال و افکار عجیب و شبهه انگیز از کدام سوراخ و شکاف‌هایی دارد سرریز می‌شود توی آن؟!

 

توی همین ماجراها
یک نفر می‌آید و به تو می‌گوید اصلا چرا خودت را درگیر چیزهای غیراصلی می‌کنی؟ بیا به همان اصلی‌ها فکر کن

این شخص حتی یک طورهایی با تو برخورد می‌کند که فکر می‌کنی اگر یک آدم در ظاهر معمولی (!) این قدر می‌تواند وسعت ادب، احترام و مهربانی و بزرگ‌منشی و اغماض از کوتاهی‌ها داشته باشد؛ آن وجودی که همهٔ خوبی‌ها از او سرچشمه می‌گیرد دیگر کیست؟! هیچ درکی از خوبی‌های او نداری...!
بعد می‌فهمی که هیچ درکی از این فراز که امام اخ الشقیق هست هم نمی‌توانی داشته باشی
هیچ درکی از اینکه امام کیست نمی‌توانی داشته باشی
ببین چه طوری گاهی اسباب راه فهمیدن مسیر را برایت فراهم کرده؟ ببین چه آدم‌های خوبی سر راهت قرار داده ...
بعد یک مرتبه یاد «رب» می‌کنی
ببین چه طوری دارد تربیتت می‌کند...

(!) تعریف‌مان از معمولی چیست؟ اگر از آدم‌های جامعه میانگین بگیریم. میانگین آدم‌های جامعهٔ فعلی ما این‌طوری نیستند
(!) یک بار توی یک آشفته حالی دورهٔ دکتری که حسابی حالم از استاد راهنمایم بدجوری گرفته بود؛ رو کرده بودم به عکس حرم امیرالمؤمنین گفته بودم می‌شود یک راهنمایی را بگذارید سر راهم؟ 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی