الله اکبر
جمعه, ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۰۲ ب.ظ
چند روز پیش ۲۲ بهمن بود. شب این روز رسم است ساعت ۲۱ الله اکبر بگویند؛
ما هم چند دقیقهای همراهی پدر گرامی کردیم
از ان طرف شعارهای پرت و پلای سطلنتطلبان هم میآمد
من رفتم توی اتاق که صدایی آمد برگشتم توی سالن دیدم که بله زدند شیشهٔ مان را شکستند


خدا رو شکر که توی سر پدرم سنگ نخورده بود.
امشب با عمویم حرف میزدم؛ عمویم میگفت سمت شما ضدانقلاب زیاد هست؛ حتما توی کیفت پنجهبوکسی چیزی داشته باش که اگر کسی بهت حمله کرد بتونی دفاع کنی.
من: آخه عمو تا من از توی کیفم پنجه بوکس بکشم بیرون که اون ده بار دخل من رو آورده! :)) من باید فرار کنم
عمو: عموجان اصلا باید بروی کلاس دفاع شخصی؛ این لازم هست
- ۰۴/۱۱/۲۵