اَفَلایَنظُرونَ اِلیَ الاِبِلِ کَیفَ خُلِقَت؟!

آیا تا بحال به شتر توجه کردین ببینین خلقتش چه شکلیه؟ بقیه چیزا چه طور؟

اَفَلایَنظُرونَ اِلیَ الاِبِلِ کَیفَ خُلِقَت؟!

آیا تا بحال به شتر توجه کردین ببینین خلقتش چه شکلیه؟ بقیه چیزا چه طور؟

آنفالو

شنبه, ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ۰۳:۱۵ ب.ظ

بعد از نمی‌دونم چند روز وصل شدم و رفتم اینتساگرام

شبکهٔ اجتماعی بدی هست 
ار ویدئوهای کوتاه که مغز آدم رو کم تمرکز می‌کنه بگیر تا ...

 

صبح دیدم که هم‌کلاسی دورهٔ ارشدم متنی زیر پستی که برای میانمار گذاشته بودم گذاشته و یک سری حرف‌هایی زده که

- عددی که تو برای میانمار پست گذاشتی بیش‌ترش توی کشور خودت کشته شدن

- کاش خدا و امام زمانی وجود داشت (می‌دانم مدتی است بی‌اعتقاد به این‌ها) شده و ...

با وجودی که برادرم گفته بود به کسی که به خدا دیگر اعتقادی نداره جواب نده؛ جواب نوشتم؛

- گفتم خدا هست و امام زمان هم هست

- و یک سری چیزهای دیگر

 

یک پست از یک تصویر از حملهٔ آمریکا به عراق گذاشتم. صحنهٔ ناخوشایندی بود؛ شاید بعد از چهار سال داشتم یک پست می‌گذاشتم

پی نوشت زدم؛ توی این مدت بی‌اینترنتی به ذهنم رسید بروم یک ماه عراق که به کارهایم برسم هم اینترنت داشته باشم هم دعا کنم؛ پرس و جو کردم متوجه شدم هنوز زیرساخت‌های برقش رو نتوانسته جبران کنه و شما برای اینکه کل روز برق داشته باشی باید از جنراتور برق بخری

 

ظهر آمدم دوباره یک سر بزنم:

این دو ریپلای از هم‌اتاقی‌های دورهٔ ارشدم گرفتم

اولی سارا ط. رشتهٔ انرژی. نوشته:

- خیلی متاسفم از اینکه تو عراق برقق ندارند که تو نتونستی بری حداقل برای یه مدت کوتاه این کشور رو از وجودت پاک کنی و خیلی متاسفام از اینکه پیشتر از این آنفالوت نکردم که چشمم به این پست احمقانه‌ات آلوده نشه

 

دومی مریم ش. رشتهٔ‌ انرژی نوشته:

- متاسفم که فکر می‌کنی ملت کورن و عاشق اینن که آمریکا بهشون حمله کنه و نمی‌بینی راهی جز این برای آزادی‌شون نیست. منم آنفالوت می‌کنم. پ. ن. اگه آمریکا حمله نکرده بود با صدام شما تا الانم امکان زیارت و رفتن به عراق رو نداشتی

 

مریم را عمیقا خیلی دوست داشتم. یک چیز پاکی توی وجودش فکر می‌کردم دارد.

دلم می‌خواست بنویسم که اولا در زمان صدام هم بعد از جنگ مردم می‌رفتند. مثل همین الان که می‌روند حج فقط از طریق سازمان حج و زیارت میشد

دوما اینکه تعریفت از آزادی چیه؟ 

سارا را حقیقتا به اندازهٔ مریم دوست نداشتم ولی بالاخره هم‌اتاقی بودیم. دلم می‌خواست در جوابش بنویسم:
چه ظلمی به تو یا به کس دیگری کردم که این جمله را نگاشته‌ای «حداقل برای یه مدت کوتاه این کشور رو از وجودت پاک کنی» وجود  من چه آسیبی تا به الان به تو رسانده؟ چه آسیبی به چه کسی رسانده؟ این که فکر می‌کنم حملهٔ آمریکا برای کشورم هیچ صلحی به بار نخواهد آورد و بلکه بدتر می‌شود اوضاع ایرادش چیست؟ آیا می‌دانی معنی «آزادی» فکری چیست که دم از آن می‌زنی؟ تو لحظه‌ای یک پست من را نمی‌توانی تحمل بکنی بعد ...

 

هیچ‌کدام‌شان از خانوادهٔ فقیر نبودند که بگویم مشکلات اقتصادی طاقت‌شان را طاق کرده؛ البته متوسط بودند؛

من هم متوسط بودم؛ هیچ‌کدام‌شان خبر ندارد که چه قدر ما مشکلات اقتصادی خودمان داریم همین یک قلم بیماری پدر و مادر مثلا؛ من که عمیقا فکر می‌کنم فقط لطف خدا به من بوده که بتوانم تحت عنوان برنامه‌نویس یک جایی مشغول شوم که سر دارو و درمان و زندگی معمولی به مشکل برنخوریم وگرنه ...

 

چیزی که اشکم را در می‌آورد این هست که یادم هست هر سه ایشان نماز می‌خواندند گاهی و اعتقادات‌شان پرپر شده ...

اما زمان هرچه می‌گذرد صف‌ها دارد جدا می‌شود

من هیچ مشکلی با آنفالو ندارم اگر قرار هست از صف آن‌هایی که امام زمان را باور ندارند و آزادی را تحت قلدری آمریکایی بخواهند 

 

اما هیچ در جواب‌شان ننوشتم؛ بعید می‌دانم گفت‌گویی بتواند صورت بپذیرد وقتی چنین می‌نگارند

ولی کاش می‌شد گفت‌گو کرد؛ کاش خدا هدایت‌شان کند 

 

نمی‌دانم چه قدر به ظهور نزدیک هستیم ... ممکن است دور باشیم ... ولی کامنت ایشان منجر شد که از ته دل و با سوز جگر این فراز دعا را بخوانم

 اللّٰهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا، وَغَیْبَةَ إِمامِنا، وَشِدَّةَ الزَّمانِ عَلَیْنا، وَوُقُوعَ الْفِتَنِ بِنا، وَتَظاهُرَ الْأَعْداءِ عَلَیْنا، وَکَثْرَةَ عَدُوِّنا، وَقِلَّةَ عَدَدِنا . اللّٰهُمَّ فَافْرُجْ ذٰلِکَ عَنَّا بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ، وَنَصْرٍ مِنْکَ تُعِزُّهُ، وَ إِمامِ عَدْلٍ تُظْهِرُهُ، إِلٰهَ الْحَقِّ آمِینَ .

 

نمی‌دانم چرا ذهنم رفت به ماجرای حضرت زهرا سلام الله علیها پشت در و دیوار؛ آنجایی که نام امام زمان را صدا کرد و یک چیزی از ته قلبم انگار لمس کرد که چه قدر ائمه مشتاق ظهور او هستند ... خدایا بر ما منت بگذار و به وعده‌ات عمل کن؛ زمین را با او از قسط و عدل پر کن چنان که از ظلم و جور پر گشته ... 

و برای مثل منی؛ مرگ شروع هست؛ ترسی ندارم از آن، این دنیا در هر صورت تمام خواهد شد و کسی تا ابد زیست نخواهد کرد در اینجا

و من این سه نفر را در جهان پس از مرگ ملاقات خواهم کرد ولی قاعدتا رابطه‌ای بین ما نیست 

در هر صفی که رفتند با امام‌شان قرار خواهند گرفت و من می‌خواهم با صاحب‌الزمان فرزند امیرالمؤمنین روحی و ارواح‌العالمین لتراب مقدمه فداه باشم و پشت او بایستم

 

یوم ندعوا کل اناس بامامهم.

تا آن روز

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی