اَفَلایَنظُرونَ اِلیَ الاِبِلِ کَیفَ خُلِقَت؟!

آیا تا بحال به شتر توجه کردین ببینین خلقتش چه شکلیه؟ بقیه چیزا چه طور؟

اَفَلایَنظُرونَ اِلیَ الاِبِلِ کَیفَ خُلِقَت؟!

آیا تا بحال به شتر توجه کردین ببینین خلقتش چه شکلیه؟ بقیه چیزا چه طور؟

هدیه‌ای از جنس بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

سه شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۷:۵۹ ق.ظ

شنبه رفتم پیش استاد راهنمایم برای اصلاحیه پایان نامه. عجیب است اما بعد از ثبت نمره دارم پایان نامه ام را اصلاح می کنم.

استاد های داور که هیچ کدامشان به خودشان زحمت ندادند به بنده اصلاحیه بدهند (یا اینکه پایان نامه ام این قدر عالی بوده که چیزی برای اصلاح کردن نیافتند P:) استاد خودم یک چند تا نوت روی آخرین ورژن پایان نامه ام گذاشتند و برایم فرستادند. از ایشان یک کم دلخور بودم چون اولین نوت مربوط بود به بسم الله الرحمن الرحیم. نوشته بودند من فکر میکنم بسم الله های قشنگ تری هم باشه. شنبه که رفتم وقتی که استادم پرسیدند از کجا شروع کنیم. گفتم از این فلش، فلشم را دادم. استاد با تعجب که منظور من چیست رفتند کامپیوترشان را روشن کردند و گفتند خب اولش که ... من گفتم اولش توی آن فلش است! استاد: فلش را وصل کردند ... و گفتند: اینجا یک فایل in the name of god بیشتر نیست.

 گفتم: بازش کنید لطفا. 

استاد: 280 تا فایل توی این است. 

من: استاد یکی از این بسم الله ها را انتخاب کنید. هرکدامشان را که می پسندید بنده اول پایان نامه ام می گذارم. 

استاد با تعجب: این ها همه اش بسم الله الرحمن الرحیم است؟؟؟ 

من: بله

استاد: خب خودت یکی را انتخاب می کردی 

من: این کار را کرده ام اما شما نپسندیدید. 

استاد: من فکر می کردم که این فرمت پیش فرض دانشگاه است. اگر که خودت آن را انتخاب کرده ای که هیچ.

 من: حالا شما یکی را انتخاب کنید لطفا، دوست دارم سلیقه ی شما را بدانم. 

بعد از چند دقیقه کلیک کردن مداوم... 

استاد: میدانی، مثل عطر می ماند! وقتی چند تا را بو می کشی دیگر بینی ات پر می شود و بوها را خوب استشمام نمیکنی! از یک جایی به بعد واقعا قاطی میکنی! من از شماره x و y خوشم آمد.

من از جایم بلند شدم و در کنار استادم ایستادم تا ببینم که استاد چه انتخاب هایی کردند. هر دو انتخاب شان بسم الله الرحمن الرحیم ی بود که با خط شکسته نستعلیق نوشته شده بود. 

استاد: می توانم فایل را کپی کنم. من: البته که می توانید. این فایل هدیه ای از یکی از استادان دوره کارشناسی ام بود به خاطر یک فعالیت اضافه.


خدا استاد دوره کارشناسی ام حفظ کند و از الطاف خودش ایشان را بهره مند سازد. یادم می آید سر کلاس ریاضی عمومی بودیم. دکتر خورشیدی، منحنی‌هایی که در سه بعد رسم می‌شوند را یاد می‌داند، چیزهایی مثل سهمی‌گون بیضوی، هذلولی‌گون و این‌ها 

در یک جلسه که داشتند فرمول دونات و و فرمول ماگ را می‌نوشتند و توضیح می‌دادند، فرمودند که همان‌طور که می‌بینید این‌ها همه‌ی‌شان در سه بعد x، y و z هستند اما اگر بعد چهارم زمان یعنی t را اضافه‌کنیم می‌توانیم ببینیم که چطوری یک دونات می‌تواند به یک ماگ تبدیل شود و بعدش کمی راجع به توپولوژی و این‌ها گفتند. در ادامه گفتند شنیده‌ام که در نرم‌افزار متمتیکا می‌توان انیمیشن‌های ریاضی ساخت. هرکس بتواند تبدیل منحنی‌های این‌چنین در طول زمان را با این نرم‌افراز بسازد یک چیزی به او می‌دهم.

آن موقع خیلی سرسخت بودم و سرم درد می‌کرد برای انجام دادن کارهای غیرمعمولی، با وجود اینکه اصلا اسم نرم‌افزار مذکور را تا آن لحظه نشنیده بودم اینکه چنین چیزی بسازم خیلی برایم جالب بود. رفتم دنبالش ... بیش‌تر از یک ماه طول کشید تا یاد گرفتم. اولش که دستور ساده جمع را هم حتی نمی‌توانستم توی نرم‌افزار نشان دهم و همش خطا می‌گرفتم. این‌قدر مدل‌های مختلف انیمیشن‌ را دانلود کردم و دستوراتشان را نگاه کردم تا بالاخره یاد گرفتم و خودم آنچه که استاد خواسته بودند را ساختم. 

آن موقع‌ که تازه دانشجو شده بودم خیلی خیلی خجالتی‌تر از الانم بودم. همیشه فاصله‌ی چند کیلومتری‌ام را از جلوی دفتر اساتید حفظ می‌کردم. حتی رویم نمی‌شد از اساتید مرد سوال بپرسم. با وجود اینکه فایلم حاضر بود رویم نمی‌شد بروم به استادم بگویم. آخر سرش با یکی از دوستانم مطرح کردم که با من همراه شود برویم پیش استاد، نمی‌دانم چه شد که بعد از یک اتمام یک کلاس رفتیم پیش استاد تا این را بگوییم، دوستم من را قال گذاشت و رفت. من ماندم و عمل انجام شده، و وقتی که استاد گفتند بروم دفترشان تا فایل را ببینند و تحویل بگیرند کلی قلبم دوم دوم می‌کرد. توی اتاق، مدام به من می‌گفتند بنشینید و من فقط چند لحظه می‌نشستم و از استرس دوباره از جایم بلند می‌شدم، دلم می‌خواست فرار کنم ... آخرش مجبور شدم بروم کنار مانیتور و توضیح بدهم که چه کردم و آن موقع بود که یک کم حالم بهتر شد. بعد از چند دقیقه که استادم فایل نرم‌افزار و فایل نوشته شده‌ی من را کپی کردند، گفتند برایت یک چیزی کپی کردم بیا ببین ... مات و متحیر ماندم یک فایل پر از بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم! 

گفتند: این‌ها را دانشجو‌هایم برای ابتدای پایان‌نامه‌های‌شان گذاشته‌اند و من جمع‌آوری کرده‌ام. ادامه دادند: ان‌شاءالله وقتی خواستی دفاع کنی می‌توانی یکی از این‌ها را برای اول پایان‌نامه‌ات بگذاری :-)

آن موقع تازه کارشناسی‌ام را شروع کرده بودم و نمی‌دانستم که روزی این‌چنین این همه بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم این‌قدر حالم را خوب می‌کند.

خدا ایشان و خانواده‌شان را در پناه خودش حفظ کند.  


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی