اَفَلایَنظُرونَ اِلیَ الاِبِلِ کَیفَ خُلِقَت؟!

آیا تا بحال به شتر توجه کردین ببینین خلقتش چه شکلیه؟ بقیه چیزا چه طور؟

اَفَلایَنظُرونَ اِلیَ الاِبِلِ کَیفَ خُلِقَت؟!

آیا تا بحال به شتر توجه کردین ببینین خلقتش چه شکلیه؟ بقیه چیزا چه طور؟

نوش دارو پس از مرگ سهراب

يكشنبه, ۷ آذر ۱۳۹۵، ۰۴:۴۹ ب.ظ

دیروز دیگر مرحله‌ی خیلی آخر کارهای فارغ‌التحصیلی‌ام بود. چند امضا برگه‌ی احراز و دو امضای برگه‌ی تصویب پایان‌نامه از داورهایم باقی‌مانده بود. هفته‌ی قبلش متاسفان پشت در بسته رفتم و از این جهت یک ایمیل به هردو ایشان ارسال کردم که لطفا بفرمائید که چه زمانی در دفترتان حضور دارید تا بنده خدمتتان برسم و از شما امضا بگیرم.

 بماند ایشان نه تنها ایمیل مربوط به مراجعه برای امضا گرفتن، بلکه هیچ ایمیل‌های پس از دفاع را هم پاسخ ندادند و من بدون هیچ اصلاحیه‌ای از طرف‌ هردوی ایشان پایان‌نامه‌ام را صحافی کردم. البته از استاد راهنمایم برای ارسال ایمیل مجدد به آن‌ها پرسیدم، استادم فرمودند که خودشان کار من را پیگیری می‌کنند و به نظر می‌رسید که پیگیری هم به جایی نرسید و صرفا با یک اصلاحیه مختصر و مفید از جانب استاد راهنما کار را به پایان بردم.

 شنبه صبح اول وقت رفتم دانشگاه ممتحن خارجی بلکه ببینم‌شان و امضای تصویب‌نامه‌ام را دریافت کنم. از ساعت 9 تا یازده و چهل و پنج دقیقه برای خودم آنجا نشستم تا استاد تشریف بیاورد (البته این موجب شد برای چند دقیقه‌‎ای با دوستانی که آنجا دکتری قبول شده بودند، دیداری تازه کنیم) بعدش هم که بنده به ایشان سلام کردم، من را به خاطر نیاوردند. وقتی پایان‌نامه را خدمت‌شان دادم، یک لحظه قیافه‌شان عوض شد. بنده‌ی خدا خیلی عذرخواهی کردند و گفتند که ایمیل من را دیروزش دیده بودند. آن موقع که من درخواست اصلاحیه دادم پسرشان مریض بوده و ایشان روی‌شان نشده که به استاد راهنمای من بگویند و فکر می‌کردند که مهلت اصلاح پایان‌نامه در دانشگاه ما فقط یک ماه است و چون از یک ماه خیلی گذشته دیگر ایشان کلا بی‌خیال شدند و ... در نهایت گفتند که از استادم از طرف ایشان عذر خواهی کنم و اگر بخواهند الان می‌توانند به این فکر کنند که چه طور یک دستگاه منطقی برای کار من فیکس کنند و ...

امضایم را گرفتم و رفتم ... خیلی دلم گرفت، توی دلم گفتم دیگر این فیکس کردن دستگاه منطقی شما به درد من نخواهد خورد چرا که استادم چند روز قبلش به من گفتند تا نسخه‌ی نهایی پایان‌نامه‌ام را برای دانشجویی دیگر ارسال کنم و ...

بعدش رفتم دانشگاه خودمان، دوباره پشت در اتاق استاد، البته نه به طولانی قبلی، استاد را وسط راهرو گیر آوردم و گفتم می‌شود بی‌زحمت این را برای بنده امضا کنید. ایشان در حالی که خودکارشان را از جیب‌شان در می‌آوردند گفتند: البته من یک سری کامنت‌هایی داشتم ولی خب حالا که شما می‌خواهید ... امضا کردند. حالا کامنت‌هایم را به دکتر د می‌گویم برای دانشجو‌های بعدی که این کار را ادامه می‌دهند.


خیلی ناراحت شدم و دلم شکست، یعنی این‌قدر سرشان شلوغ بوده؟ نمی‌توانستند بگویند که الان سرمان شلوغ است ولی می‌‎توانیم تا فلان تاریخ کامنت‌هایمان را بدهیم؟ یعنی یک ایمیل جواب دادن این قدر وقت گیر است که ایمیل من را این همه مدت بی‌جواب گذاشتند؟ حتما دانشجو حضوری باید جلوی در دفترهایشان علف سبز کند؟ یا اینکه فقط صرفا می‌خواستند بگویند ما بی‌نظر هم نبوده‌ایم تو خودت زود (بعد از هفتاد روز پس از تاریخ دفاع!!) رفتی صحافی کردی ...

:-(

یک ساعت بعدش هم آخرین امضای برگه‌ی احراز را گرفتم و کارت دانشجویی‌ام را تحویل دادم و با حال گرفته از دانشگاه خارج شدم.


نتیجه اخلاقی: سمج‌تر از من باشید. اشکالی ندارد اگر کمی وقت ارزشمند که از طلا گران‌بهاتر است را برای سفر به شهر دانشگاه‌تان و  پشت در دفتر اساتید هدر دهید. حداقل‌اش وقتی می‌خواهید کارتان را به پایان برید این‌طوری توی ذوق‌تان نمی‌خورد. یا اینکه می‌توانید فکر کنید که دست‌کم در عوض ایمیل‌های بی‌جواب‌تان رفتید حضوری استاد مربوطه را ملاقات کردید. 

نتیجه اخلاقی دو: اگرچه انتخاب ممتحین پایان‌نامه به دست استاد راهنمای‌تان است. اما بی‌نظر نباشید و اگر استاد بهتری می‌شناسید حتما، حتی یه کم با استادتان چانه بزنید که ممتحین خوبی داشته باشید. (البته به این نکته توجه کنید که ملاک خوب بودن از نظر شما چیست، استاد زیادی مهربان که خیلی خوب نمره می‌دهد یا استادی که لااقل حاضر می‌شود تا پایان کار شما را بخواند و نظر بدهد تا کار بی نقصی تحویل دهید+)

نتیجه اخلاقی سه: کم رو نباشید! اگر دوست دارید که کارتان را خودتان ادامه بدهید روی‌تان بشود و به استاد راهنمای‌تان بگویید که چه قدر دوست دارید ادامه‌ی کارتان را انجام دهید. مطمئنا هیچ دانشجوی بعدی به غیر از خود شما، بیش‌تر از کارتان سر در نمی‌آورد و به خوبی بر همه چیز تزتان مسلط نیست. این شما بوده‌اید که بیش‌تر تعاریف را ساخته‌اید و می‌دانید که چرا این‌چنین ساخته‌اید.



+ممتحن خارجی من روز دفاع در پاسخ استاد راهنمایم که از ایشان خواستند که در مورد تعریف متناهی داشتن نظرشان را اعلام کنند و یک جلسه بگذاریم تا به صورت دقیق یک دستگاه برای آن فیکس کنیم، گفتند که فقط فرصت کرده‌اند پانزده صفحه اول را به دقت بخوانند و به ده روز زمان احتیاج دارند که خواندن پایان‌نامه را تمام کنند و بعد از آن نظرشان را بدهند. بعد از ده روز استاد راهنمایم با من تماس گرفتند که ممتحن خارجی با من تماس گرفته‌اند یا خیر و وقتی جواب خیر من را شنیدند فقط گفتند اشکالی ندارد هنوز وقت داری به ایشان و ممتحن داخلی‌ات ایمیل بزن و از هردوشان اصلاحیه بخواه. 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی